الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

61

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى)

نزد آن مرد رفتم و آن را از شانه‌اش درآورد و بىهوش افتاد ! امام عليه السلام از خانه درآمد و به وى فرمود : « تو در شك و ترديد بودى و اينك يقين پيدا كردى ! » . « 1 » 7 - همو از ابوالحسن محمّدبن احمد از قول عموى پدرش نقل كرده است ، مىگويد : روزى خدمت امام هادى عليه السلام رسيدم ، عرض كردم : سرورم ! اين مرد مرا از كار بر كنار كرده و مقررى مرا بريده و مرا غمزده كرده است و هيچ اتهامى ندارم جز ارتباطم با شما ! اگر شما چيزى از او درخواست كنيد ، از شما مىپذيرد ، بنابراين لطف كنيد و از او بخواهيد ! فرمود : « ان شاءاللَّه حقوق تو را ادا خواهد كرد ! » . همين كه شب شد ، فرستادگان متوكّل يكى پس از ديگرى در خانه‌ام را زدند ، آمدم ديدم فتح‌بن خاقان بر در كاخ ايستاده است رو به من كرد و گفت : اى مرد ! چرا امشب در خانه پنهان شده بودى ، اين مرد در جستجوى تو مرا به زحمت انداخت ! پس وارد شدم ، ديدم متوكّل بر بستر خود نشسته است گفت : ابوموسى ! ما از تو غفلت مىكنيم ، تو هم از ما فراموش مىكنى ! نزد ما چه دارى ؟ گفتم : فلان پاداش و فلان مقررى ، و چيزهايى را نام بردم ، متوكّل دستور داد همهء ان‌ها را دو برابر به من دادند ، از فتح‌بن خاقان پرسيدم : آيا علي بن محمّد عليهما السلام اينجا تشريف آورد ؟ گفت : نه ، گفتم : آيا نامه‌اى نوشت ؟ گفت : خير . پس فورى برگشتم ، و فتح بن خاقان نيز در پى من آمد و به من گفت : من ترديدى ندارم كه تو از آن حضرت درخواست كرده‌اى

--> ( 1 ) - امالى شيخ طوسى : 1 / 282 و مناقب : 2 / 451 .